الشيخ الصدوق ( مترجم : اصفهاني )

111

عيون أخبار الرضا ( ع ) ( فارسي )

كسى واقف نشده‌ام كه از براى من ثابت كند يكتا را كه غير او نباشد و قائم باشد بوحدانيت خود آيا اذن ميفرمائى از تو سؤال كنم . حضرت رضا ( ع ) فرمود كه اگر در اين جمعيت عمران صابى باشد تو هستى عرض كرد بلى منم فرمود سؤال كن اى عمران و ليكن انصاف پيشه كن و از كلام فاسد و جور و جفا بگذر عرض كرد اى سيد و مولاى من سوگند به خدا كه من اراده ندارم كه از براى من چيزى ثابت شود كه بتوانم دست آويز خود كنم و مرا قانع كند پس تجويز نكنم آن را حضرت فرمود سؤال كن آنچه از براى تو ظاهر شده و ميدانى پس مردم ازدحام و جمعيت نموده و بعضى روى بعضى ديگر ميرفتند عمران صابى عرض كرد خبر بده مرا از كائن و ثابت اول و از آنچه خلق نمود حضرت فرمود سؤال نمودى پس بفهم اما خداوند واحد و يگانه هميشه يكتا و يگانه بود پيوسته بود و چيزى با او نبود و نيست و چيزى نبود كه او را تميز دهد از غير او و تشخيص نمايد او را پس حدى از براى او نيست يعنى تعقل نميشود كه چيزى عارض او شود و هميشه چنين بوده پس از آن خلقى تازه آفريد كه مختلف بودند بعوارض و حدود متفاوته كه هر كسى بشكلى متشكل و بلونى متلون و به قسم مخصوصى متصف بود و حقتعالى نه در چيزى اقامه كرده بوجود آورده خلق را و نه در چيزى تحديد و تشخيص و تعيين فرموده آنها را و نه در برابر چيزى خلق كرده كه صورت و شكل خلق را از جايى برداشته باشد يعنى هر چه ساخته خود ساخته و هيچ چيز را در آن مدخليت نبوده پس از خلق مخلوق اقسام مختلفه پديدار شد بعضى خلق خوب و بعضى زشت بعضى مختلف و بعضى متفق بعضى بلونى و بعضى بلونى ديگر و همچنين در قوه ادراكيه و در طعم كه هر آفريدهء را طعمى خاص و اينها نه از براى آن است كه حقتعالى احتياجى داشت به اين گونه اختلافات و نه زيادت منزلت بود كه حقتعالى به آن منزلت نميرسيد مگر بپديد آوردن اين نوع اختلاف ميان مخلوقات و نه اين است كه در خود از جهت اين مخلوق زياده يا نقصانى حاصل ميشدى عمران آيا تعقل ميكنى اينها را عرض كرد سيد من به خدا سوگند كه تعقل ميكنم فرمود اى عمران بدان كه اگر حقتعالى اين خلق را كه آفريد اگر به جهت احتياج او به اين خلق بود خلق نميفرمود مگر كسى كه يارى كند او را بر حاجت و احتياج او و سزاوار بود كه چند برابر اين خلق بيافريند زيرا كه اعوان و انصار هر قدر بيشتر شوند صاحب آنها قوتش زيادتر مىشود اى عمران خلق دفع حاجت نتوانند نمود زيرا كه حقتعالى هر زمان خلق ايجاد ميفرمايد احتياج در آنها پيدا مىشود زيرا كه مخلوق بىاحتياج محالست پس از اين جهت است كه من ميگويم خلق را به جهت احتياج داشتن به آنها نيافريده و لكن بعضى را محتاج ببعضى ديگر قرار داده و بعضى را بر بعضى ديگر فضيلت و مزيت داده بدون احتياج داشتن به كسى كه او را فضيلت داده و نه انتقام كشيدن از كسى كه او را ذليلش كرده پس بتوسط اين فضيلت